شبــــانه :: جمعه 85/8/19 ساعت 5:6 عصر
موطن آدمی را برهیچ نقشه ای نشانی نیست
موطن آدمی تنها درقلب کسانی ست که
دوستش می دارند
نوشته های دیگران()
شبــــانه :: جمعه 85/8/19 ساعت 4:26 عصر
کیستی که من
...این گونه
...به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم
کلید خانه ام را
در دستت می گذارم
نان شادی هایم را
با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
.... بر زانوی تو
این چنین آرام
به خواب می روم
...این گونه به جد
در دیار رویا های خویش
با تو درنگ می کنم.......
.................احمد شاملو
شبــــانه :: جمعه 85/8/19 ساعت 2:58 عصر
میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای سنگ
سنگی برای یاد
این بود زندگی ؟؟
(( حسین پناهی ))
آن کس که می گوید
برای تو می میرم
دروغی بزرگ گفته است
حقیقت را کسی می گوید
که برای تو
زندگی می کند
شبانه
من موی خویش نه ازآن می کنم سیاه
تا باز نوجوان شوم ونو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی از مصیبت پیری کنم سیاه
رودکی
چشمه خشک نیست
از زلا لی
آب دیده نمی شود
با سنگریزه ای
آب را ببین
یا رب تو یکی یارجفا کارش ده
یک دلبربد خوی جگرخوارش ده
تا بشناسد که عاشقان درچه غم اند
عشق ده و شوقش ده و بسیارش ده
مولاناجلال الدین محمد رومی بلخی
پرسید ز من یکی که معشوق تو کیست؟
گفتم که فلانی ست مقصود تو چیست؟
بنشست و به های های بر من بگریست
کز دست چنین کسی تو چون خواهی زیست
ابوسعیدابوالخیر
دیشب به در خانه او رفتم مست
آهسته به در زدم گمان بردم هست
آورد سر از پنجره همسایه و گفت
او ماه عسل رفته.سپس پنجره بست
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کی بی خبران راه نه آن است و نه این
آغوششرابلبدارکوبپای کوبیمعرفتزندگینیا یشقا نع شدنبهشت[عناوین آرشیوشده]
اسفند 1386بهمن 1386دی 1386آذر 1386آبان 1386مهر 1386شهریور 1386مرداد 1386تیر 1386خرداد 1386اردیبهشت 1386فروردین 1386اسفند 1385بهمن 1385دی 1385آذر 1385آبان 1385فروردین 1387اردیبهشت 1387خرداد 1387تیر 1387مهر 1387آبان 1387آذر 1387آذر 87دی 87تیر 88خرداد 88فروردین 88بهمن 87
یــــاهـو